تبليغاتX
نامه هایی به فرشته
  

 

 

 

یکی بود یکی نبود
زیر گنبد کبود دیکتاتوری بود که در آفریقا زندگی می کرد
و به خودش این لقب رسمی را داده بود:
(( عالیجناب رییس جمهور مادام العمر فیلد مارشال الحاجی دکتر ایدی امین ، دارای
نشان صلیب ویکتوریا ، دارای سابقه خدمت درخشان، استاد تشریفات ، پادشاه اسکاتلند،
سرور همه وحوش روی زمین و ماهی های دریا و فاتح امپراتوری بریتانیا در آفریقا به طور اعم
و بالاخص در اوگاندا ))
این عالیجناب غیره و ذلک که اوایل 1971 میلادی با کودتا علیه رییس جمهوری اوگاندا - میلتون اوبوته به قدرت رسید ،سالها سرمست از قدرت به خیال خودش مطلق ، هر کاری که دلش خواست کرد.
 
،چندین قبیله را قلع و قمع کرد، همه آسیایی ها را از اوگاندا بیرون کرد و با این کار اقتصاد کشور را به مرز بابودی کشاند.
و دست به قتل عامی زد که به گفته خوش  بین ترین ناظران ، بین 80  تا  300 هزار نفر را شامل شد
عده ای دیگر البته رقم نا قابل 200 هزار را به آن اضافه کرده اند و گفته اند او 500 هزار نفر را به دیار باقی روانه کرده است!!!
ایدی امین ، سر بریده قربانیان مورد نفرتش را در یخچال نگه می داشت ، مردم را جلوی تمساح های گرسنه می انداخت،دست و پای یکی از همسرانش را بریده بود و به خوردن گوشت آدمیزاد تمایل داشت.

این عالیجناب مادام العمر بعد از 8 سال در سال 1979 توسط تعدادی از نیروهای در تبعید به رهبری یوسوفو لوله و با حمایت ارتش تانزانیا سر نگون شد و ابتدا به لیبی گریخت ،
بعد به عراق تحت حکومت صدام گریخت و نهایتا با 4 همسرش در جده عربستان صعودی مستقر شد.
 سرانجام این اعجوبه جنایت و اسطوره شیطان در افریقا ، در 16 آگوست سال 2003 در سن 80 سالگی در بیمارستان ملک فیصل  از دنیا رفت.

پی نوشت ۱: این رو از روزنامه همشهری برداشتم با تشکر از نویسنده ( محض احترام به کپی رایت)

پی نوشت ۲: فرشته ، خداجون مهربون اینو چطوری مجازات می کنه؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 آبان1385ساعت 10:20  توسط شکلات  | 

 

 چرا گرفته دلت؟

مثل اینکه تنهایی،

چقدررر هم تنها !!!

مثل اینکه گرفتار رگ پنهان رنگها هستی...

 

و صدای زمزمه این شعر: 

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی،

تو را با لهجه ی گل های نیلوفر صدا کردم ...

 

فکر نمی کردم اینقدر دردناک باشه،

واقعا دردم اومد.

دردم اومد.

 

عجب درد مشترکی !!!

درد من، درد تو،

لازم نیست بگی،

میدونم که توام ...

کاش کلمه ای بود که تو رو باهاش صدا کنم .

 

+ نوشته شده در  شنبه 6 آبان1385ساعت 11:59  توسط شکلات  |