مرا یافت می نشود آشنایی
که چونان پیامبری
از میان پاییز های پی در پی یک رابطه
به رویشگاه گلی
عاشقانه نگاهی
گرمای دستی
و شانه های حمایتگر تو
راه بنمایدم
....
نگاه می کنی که چگونه مدت هاست
میان نادیدنی های تو
این منم که تکرار میشوم؟؟؟
....
باور کن
بی برگی شاخه هایم را
که دیگر رنگ و بویی نیست
و در میان سر انگشتانم
قلبی نمی تپد
به نام تو.